ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

426

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

از آن حضرت پرسيدند : « آيا ممكن است مؤمن ترسو باشد ؟ فرمود : آرى پرسيدند : و بخيل باشد ؟ فرمود : آرى پرسيدند : و دروغگو باشد ؟ فرمود : نه » و فرمود : « كبرت خيانة أن تحدّث أخاك حديثا هو لك به مصدّق و أنت له كاذب » . « خيانتى بزرگ است كه به برادرت سخنى گوئى كه راستگويت شمارد و تو به او دروغ بگوئى » . و فرمود : « الكذب ينقص الرّزق » . « دروغ روزى را كم مىكند » . و فرمود : « ويل للَّذى يحدّث فيكذب ليضحك به القوم ويل له ويل له » . « واى بر آن كه سخن دروغ گويد تا حاضران را بخنداند واى بر او واى بر او » و فرمود : « گويا مردى نزد من آمد و گفت : برخيز ، برخاستم و با او روانه شدم تا رسيدم به دو نفر يكى ايستاده بود و ديگرى نشسته ، در دست ايستاده قلابى از آهن بود و آن را در كنج دهان آن كه نشسته بود فرو مىبرد و مىكشيد تا از شانه به پشت او مىرسيد ، سپس بيرون مىآورد و به طرف ديگر فرو مىبرد و مىكشيد ، و همچنان اين عمل را تكرار مىكرد ، به آن كه با من بود گفتم : اين چيست ؟ گفت : اين مرد [ نشسته ] دروغگوست كه تا روز قيامت اين گونه در گور عذاب مىشود » . و فرمود : « مىخواهيد شما را به بزرگترين گناهان كبيره خبر دهم ؟ شرك به خدا ، و رنجاندن پدر و مادر ، و دروغگويى » . و فرمود : « بنده وقتى دروغ مىگويد فرشتگان از گند عمل او تا يك ميل از وى دور شوند » . و فرمود : « شيطان سرمه و ليسيدنى و بوئيدنى دارد . ليسيدنى او كذب است ، و بوئيدنىاش غضب است ، و سرمه اش خواب است ( 1 ) » . حضرت عيسى عليه السّلام به اصحاب خود فرمود : « هر كه بسيار دروغ گويد

--> ( 1 ) مثل مضمون اين روايت در » وسائل « باب 138 و در » مستدرك « و در » سفينة البحار « : 2 - 473 آمده است . .